مىگفت : « امام رضا را نديدم مگر آنكه از چيزى كه سؤال مىشد ، او مىدانست و در عصر و روزگارش كسى را نديدم كه نسبت به آنچه در زمان بود از او داناتر باشد . مأمون از هر چه مىپرسيدش ، به دو پاسخ مىگفت . همهء كلام و پاسخ وى ، گزيدههائى از قرآن بود . او هر سه روز يك بار قرآن را ختم مىكرد و مىفرمود :
اگر بخواهم ، مىتوانم در كمتر از سه روز هم قرآن را ختم كنم ، امّا هرگز به آيهاى برنمىخورم جز آنكه در آن آيه و اينكه در بارهء چه چيزى فرود آمده و در چه وقتى نازل شده ، مىانديشم . از اين رو قرآن را هر سه روز يك بار ختم مىكنم » . « 1 »
امّا چگونه پيشواى ما ، امام رضا عليه السلام ، تا بدين درجه به قرآن مأنوس و پاىبند بود ؟ و آيا ما هم مىتوانيم پيرو او در اين امر مهم باشيم ؟
قرآن كتاب خدااست و آن كس كه دلش به نور خدا پيوند نيافته است نمىتواند كتاب او را دريابد . آيا مگر خداوند سبحان نفرموده است :
( وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَاراً ) « 2 » .
« و فرو مىفرستيم از قرآن آنچه را كه شفا و رحمت است براى مؤمنان و بر ستمگران جز زيان نيفزايد . »
انسان به درجهءايمان و يقين خود و نيز بهاندازهء تجلّى عظمت پروردگار
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 90 و 15 .
( 2 ) - سورهء اسراء ، آيهء 82 .