مرگ فرزند كوچك خويش احساس اضطراب و اندوه نمىكند !
5 - برخى از حاجيانى كه ميان مكّه و مدينه رفت و آمد مىكردند ، خوابيدن در مسجد النبى صلى الله عليه و آله را بر كرايه كردن محلّى براى خواب ، ترجيح مىدادند . يك بار يكى از آنان خفته بود و امام صادق در كنارش نماز مىگزارد . چون مرد بيدار شد كيسهء پولش را نيافت . ناگهان متعرّض امام كه نمىشناختش شد و به آنحضرت گفت : تو كيسهء پول مرا دزديدى !
امام از او پرسيد : چقدر پول در آن بود ؟
مرد پاسخ داد : هزار دينار
امام او را به منزل خويش برد و هزار دينار به وى داد .
مرد رفت و پس از چندى كيسهء پول خود را كه در آن هزار دينار بود پيدا كرد . بنابراين پولى را كه از امام گرفته بود ، با پوزش و عذر بسيار نزد آنحضرت آورد ، امّا ايشان از گرفتن پول خوددارى كرد و فرمود : چيزى كه از دستانم بيرون آمد ديگر به سوى من بازنگردد !
مرد از نزد امام خارج شد و از مردم پرسيد : اين مرد كيست ؟ به او گفتند : او جعفر بن محمّد است . مرد گفت : چنين كسى نا گزير بايد چنين رفتارى داشته باشد ! « 1 »
پايدارى و درستكارى
1 - امام جعفر بن محمدالصادق عليه السلام را فرزندى بود به نام « اسماعيل » .
هامش
( 1 ) - الامام الصادق - علّامه مظّفر ، ج 1 ، ص 258 .