شما و برگزيدگانتان خوب مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
« خلافت پس از من براى على و سپس براى فرزندانم حسن و حسين و پس از آن دو براى پاكان از نسل من مىباشد » .
شما سخن پيامبرتان را به كنارى نهاديد و پيمانى را كه با شما بست ، به فراموشى سپرديد .
از دنياى فانى پيروى كرديد و سراى باقى آخرت را كه جوانانش پير و نعمتهايش نابود نمىشوند و شاديهاى آن به حزن و اندوه گرفتار نمىآيند و هيچگاه نمىميرند ، در برابر دنيايى حقير و بىارزش و فناپذير فروختيد .
مردمان پيش از شما نيز چنين بودند . آنان هم پس از پيامبرانشان كافر شدند و به قهقرا بازگشتند و تغيير دادند و دگرگون ساختند و به اختلاف افتادند .
اينك شما نيز كاملًا مانند ايشان رفتار كرديد و بىدرنگ ثمرهء اين كار خود را خواهيد چشيد و بدانچه خود كردهايد ، مجازات مىشويد . و خدا هرگز به بندگانش ستم روا نخواهد داشت .
سپس مقداد بن اسود برخاست و گفت :
ابوبكر ! از ستم خويش بازگرد و به سوى پروردگارت توبه كن . برو در خانهات بنشين و بر خطايى كه از تو سر زده اشك ندامت بريز ، و خلافت را به كسى واگذار كه او بدان از تو سزاوارتر است . تو خوب از پيمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله براى او در گردنت نهاد ، آگاهى دارى و مىدانى كه پيامبر تو را فرمان داد كه تحت فرمان اسامة بن زيد باشى و او هم فرمانده تو
هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى) — صفحة 73
مساهمون: شريعت
ص٧٣