زبان آورد كه هيچ چيز را ثابت نكند يا عذر و بهانهاى را از ميان نبرد . او در زمان حياتش گاه گاه مىخواست به جانشينىاش اشاره كند . در بيمارىاش نيز خواست به اسم او تصريح كند امّا من از روى دلسوزى و حفظ اسلام مانع شدم . به خداى اين ساختمان ( كعبه ) سوگند كه اگر على به خلافت مىرسيد قريش هرگز به دور او جمع نمىشدند و اعراب از هر سو بر او هجوم مىآوردند . رسول خدا نيز دريافت كه من از آنچه در ضمير او مىگذشت آگاهم پس از گفتن باز ايستاد و خداوند نيز جز از امضاى آنچه محتوم بود ، خوددارى ورزيد . « 1 »
هامش
( 1 ) - قضاء أمير المومنين ، ص 320 .