تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
لشكرگاه دشمن در بند گرفتار شده بود ، ديد امّا اعتنايى به او نكرد . عقيل بانگ برداشت كه : اى على تو مرا ديدى امّا به عمد روى از من برگرداندى . پس على به سوى پيامبر رفت و گفت : « اى رسول خدا دربارهء ابويزيد ( عقيل ) كه دستانش را با بند به گردنش بسته‌اند چه اجازه‌اى مىدهيد ؟ » پيامبر فرمود : « او را به سوى ما آر » . « 1 » موضع آن‌حضرت در برابر خواهرش ام‌هانى در روز فتح مكّه نيز چنين بود . چنان كه تاريخ مىگويد ام‌هانى شمارى از مردان قريش را در خانهء خويش پناه داده بود . امّا امام تا زمانى كه پيامبر پناهندگى آن عدّه را تأييد و امضا نكرده بود ، نپذيرفت . « 2 » از اينجاست كه آن‌حضرت همواره‌در مكانى بالاتراز عوامل و نيروهاى فشار سير مىكرد و مردم نيز به خوبى اين خصيصهء او را دريافته بودند . از اين رو مصلحت طلبان و نيروهاى فشار اجتماعى بر ضدّ آن‌حضرت همدست شدند . حضرت فاطمه زهرا عليها السلام نيز به اين نكته در خطبه‌اى اشاره كرده و فرموده است : « چه انگيزه‌اى است كه آنان از ابوالحسن به انتقامجويى پرداختند ؟ به خدا آنان به‌خاطر استوارى شمشيرش وثابت قدمى ودلاورى و
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 41 ، ص 10 . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 41 ، ص 10 .