حكميّت قرآن شدند .
البته بعيد هم نيست كه جاسوسان معاويه در سپاه امام برخى از فرماندهان سست عنصر را كه از شيوهء اجراى عدالت توسّط آنحضرت ابراز ناخشنودى مىكردند به دادن اموال و مناصب گزاف وعده داده بودند .
بدين ترتيب آنان با توسّل به نيرنگ ، بر سپاهيان امام غلبه كردند و بعضى از فرماندهان مزدور سپاه على عليه السلام نيز در مقابل آنها دست به اقدام نزدند و تلاشهاى امام و فرماندهان مكتبى و با بصيرت در بيدار ساختن مردم يا طرد مزدوران به هيچ جا نرسيد .
اجازه دهيد گوش به تاريخ فرا دهيم و داستان اين توطئه بزرگ را از زبان او بشنويم شايد بتوانيم از آن توشهاى براى زندگى امروز خود فراهم آوريم .
نصر بن مزاحم روايت كرده است كه امام در سپيده دم روز سه شنبه دهم ربيع الاول يا بنابر قولى دهم محرم سال 37 ه با مردم نماز صبح گزارد و سپس به سوى شاميان يورش برد . هر گروهى زير پرچم مخصوص خود بودند . شاميان نيز به طرف لشكر امام حمله آوردند . شمار بسيارى از افراد دو سپاه كشته شدند امّا تعداد كشتگان شاميان و مصيبتهايى كه بر آنان فروآمده بود ، بسيار بيشتر بود .
در ادامه اين روايت دربارهء چگونگى صف آرايى و نبرد دو سپاه در واقعهء بزرگى كه نزديك بود هر دو سپاه را به نابودى بكشاند سخن گفته است . نام اين حادثه بزرگ را « ليلة الهرير » نهادهاند ، چرا كه جنگ از
هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى) — صفحة 150
مساهمون: شريعت
ص١٥٠