امر ( خلافت ) با اهل آن و كسى كه بدان سزاوارتر از توست ، ستيزه مكن .
تا خداوند به اين وسيله اين آتش افروخته را فرو نشاند و وحدت كلمه ايجاد كند و ميان مردم را اصلاح فرمايد و اگر تو نخواهى از اين نافرمانى دست بكشى من با مسلمانان بهسوى تو حركت مىكنم وآنگاه تورا محاكمه مىنمايم تا آنكه خداوند كه بهترين داوران است ، ميان ما داورى كند . . .
بدينسان نامههايى ميان رهبران دو سپاه مبادله شد . نامهاى از امام عليه السلام با حجّتى قاطع و پخته كه ملاك آن نقد و تجربه بود و نامه ديگر از معاويه با فريب و نيرنگ و دادن قول و گذاردن شرط و شروط مبنى بر تقسيم بيت المال بر حسب تَشَخُصات و مراتب پوشالى قبيلهاى همراه بود .
خبرهايى مبنى بر بسيج سپاه اموى و حركت آنان به سوى كوفه ، در ميان مردم انتشار يافته بود . امام حسن عليه السلام تصميم گرفت براى مقابله با هجوم معاويه ، سپاهى فراهم آورد ، امّا طريقهء بسيج سپاه در نزد آنحضرت با طريقهاى كه معاويه اتخاذ كرده بود ، بسيار تفاوت داشت .
معاويه در پى گزينش دلمردگان و سياهدلان بود و آنان را با دادن اموال مسلمانان به خدمت خود در مىآورد . او همچنين برخى از انصار را به سوى خود مىخواند و با دادن ثروتهاى گزاف از وجود آنان براى جنگ با امام سود مىبرد .
آنان از اين اقدامات هيچ كوتاهى نمىكردند ، زيرا به نظر آنها امام حسن عليه السلام نمونهء كامل اسلام ، يعنى همان دينى كه با آن دشمنى و كينه مىورزيدند ، بود .
امّا امام حسن مسائل بسيارى را در انتخاب سپاه در نظر مىگرفت .
هدايتگران راه نور ، زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن علي (ع) (فارسى) — صفحة 37
مساهمون: شريعت
ص٣٧