محبّت پيامبر صلى الله عليه و آله به ايشان و محبّت خدا به كسى كه پيامبر را مورد مهر قرار مىداد ، سر چشمه مىگرفت .
علاوه بر آنچه گفته شد بايد بيفزاييم كه شرايط حاكم بر آن روزگار وجود مردى را اقتضا مىكرد كه بتواند با معاويه و باند نيرنگباز وى مقابله كند . كسى كه شايستهء رهبرى بوده و از بينشى خردمندانه و محبوبيت در دل مسلمانان بهرهمند باشد .
بدين خاطر بود كه مسلمانان در بيعت با امام حسن شتافتند و گفتند :
« او نزد ما بسيار محبوب است و بر گردن ما حقّ دارد و به خلافت شايسته است » .
قيس بن سعد ، اين انقلابى بزرگ ، پيشاپيش بزرگان و مجاهدان انصار براى بيعت با امام حسن پا پيش نهاد و به او گفت :
« دستت را دراز كن تا با تو بر كتاب خدا و سنّت پيامبرش و جنگ با محلّين بيعت كنم » . امام حسن به او پاسخ داد : « بر كتاب خدا و سنّت پيامبرش كه اين دو بر هر شرطى مقدماند » .
بدينسان بيعت امام حسن عليه السلام در سوّمين دهه از ماه مبارك رمضان سال 40 هجرى انجام پذيرفت . هرگاه گروهى براى بيعت به نزد حضرتش مىآمدند ، مىفرمود : « با من بر اينكه كاملًا گوش به فرمانم باشيد و با كسانى كه من مىجنگم ، بجنگيد و با كسانى كه دوستى مىورزم دوستى كنيد ، بيعت نماييد » .
چون امام بر مسند خلافت تكيه زد ، مسئوليّت پايان دادن به اختلاف موجود ميان دو ارودگاه كه تا نابودى اسلام پيش رفته بود ، بر دوش وى
هدايتگران راه نور ، زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن علي (ع) (فارسى) — صفحة 34
مساهمون: شريعت
ص٣٤