مىكرد . سپس امام حسن نامهء اميرمؤمنان را خطاب به مردم كوفه قرائت كرد . آنحضرت در اين نامه فرموده بود :
« من بدين گونه براى جنگ بيرون آمدهام ، يا ستمگرم يا ستمديده ، يا سركشم و يا بر من سركشى شده است . پس اگر اين نامهء من به دست هر كسى رسيد به خدا سوگندش مىدهم كه به سوى من حركت كند . تا اگر ستمديدهام ، ياريم كند و اگر ستمگرم مرا به پوزش وادارد » .
آنگاه امام حسن خود مردم را مخاطب قرار داد و آنان را به جهاد ، ترغيب كرد . وى در اين سخنرانى پر شور به مردم گفت :
« اى مردم ما آمدهايم تا شما را به خدا و قرآن و سنّت پيامبرش و به آگاهترين و دادگرترين و برترين مسلمانان و وفادارترين كسى كه با او دست بيعت دادهايد ، فرا بخوانيم . كسى كه قرآن بر او عيب ننهاده و سنّت ، او را فراموش نكرده و از سابقان در اسلام بوده است . به كسى كه خداى تعالى و پيامبرش اورا بهدو پيوند نزديك كردهاند : يكىپيوند دين و ديگرى پيوند خويشى . به كسى كه از ديگران به هر نيكى سبقت جسته است . به كسى كه خدا و رسولش به يارى او از ديگران بى نياز مىگشتند . به كسى كه به پيامبر صلى الله عليه و آله نزديك مىشد در حالى كه مردم از وى دورى مىگزيدند . با او نماز مىگزارد در زمانى كه مردم مشرك بودند و در ركاب رسول خدا جهاد مىكرد . در وقتى كه مردم از پيش روى آنحضرت مىگريختند ، و با او به نبرد مىآمد در حالى كه ديگر مردمان از يارى وى باز مىايستادند . او پيامبر را تصديق مىكرد در حالى كه ديگران وى را دروغگو مىشمردند .
به او كه سابقهء كسى در اسلام همسنگ سابقهء او نيست
هدايتگران راه نور ، زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن علي (ع) (فارسى) — صفحة 25
مساهمون: شريعت
ص٢٥