انديش و حاكمى دادگر و مهربان ، مدّ نظر قرار دهند .
روزى كه مردم با امام على عليه السلام به عنوان خليفه مسلمين بيعت كردند ، آنحضرت تصميم گرفت به شيوهء خلفاى پيش از خود بر منبر رود و طى خطبهاى ، سياستهاى خود را براى مردم تبيين كند تا آنان از خط مشى او و شيوهء خلافتش آگاه گردند . بنابر احاديث موجود ، آنحضرت از امام حسن خواست بر منبر رود تا مبادا قريش پس از وى بگويند كه او هيچ كار خيرى نكرد . اميرمؤمنان عليه السلام خود به اين نكته تصريح كرده است . امام حسن بر منبر نشست ، خطبهاى بليغ ايراد كرد و مردم را اندرز گفت و پس از وى على عليه السلام بر فراز منبر آمد و فضايل والاى حسنين را در برابر ديدگان تمام مردم ، يك به يك بر شمرد .
امام حسن در جنگ جمل بازوى استوار پدر بزرگوارش محسوب مىشد .
در فتنه جمل ، حضرت على فرزند بزرگوارش را در رأس هيأتى متشكّل از عبداللَّه بن عبّاس و عمار ياسر و قيس بن سعد بن سوى كوفه روانه كرد تا كوفيان را از جنگ خيانت بار اصحاب جمل آگاهى و پرهيز دهد . در اين مأموريت امام حسن حامل نامهاى از اميرمؤمنان عليه السلام بود .
آنحضرت در اين نامه به صورت فشرده به ماجراى قتل عثمان و حقيقت آن اشاره كرده بود .
امام حسن به كوفه وارد شد . وى مىخواست كوفيان را كه از همراهى با امام على عليه السلام خوددارى كرده بودند ، به جنگ تهييج كند . از اين رو نخست به نكوهش ابوموسى اشعرى ، آن مرد نيرنگ باز ، زبان گشود ، زيرا ابوموسى كه در آن روز والى كوفه بود ، مردم را از پيوستن به على عليه السلام منع
هدايتگران راه نور ، زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن علي (ع) (فارسى) — صفحة 24
مساهمون: شريعت
ص٢٤