امام حسين خنديد و فرمود :
« اى اعرابى ! به گونهاى سخن گفتى كه جز دانايان آن را در نيابند »
اعرابى گفت : من بيش از اين نيز توانم گفت . آيا تو نيز مىتوانى چنان كه من مىگويم پاسخم دهى ؟ امام به او اجازهء سخن داد . پس اعرابى به خواندن اين اشعار آغاز كرد :
هفا قلبى الى اللهو * وقد ودع شرخيه
و در ادامه نُه بيت بر همين وزن خواند . پس از آنكه اعرابى اشعار خود را خواند امام حسين عليه السلام اشعارى بر همان وزن وقافيه در پاسخ او سرود :
فما رسم شيطانى قد * تحت آيات رسميّه
سفور درجت ذيلين * في بوغاء فاعيّه
هتوف حرجف تترى * على تلبيد توبيه
آنگاه امام حسين به تفسير كلمات دشوار اعرابى پرداخت و فرمود :
« مقصود وى از هرقل ، پادشاه روم و از جعلل ، نخلهاى كوتاه و از اينم ، پشهء درخت و از مهمهم ، چاه پر آب است » .
اين اوصاف سرزمينى بود كه آن اعرابى از آنجا آمده بود .
سپس اعرابى گفت : تا امروز كسى را از اين جوان خوشسخن و گشاده زبان و خوش فكرتر نديده بودم » . « 1 »
از ديگر سخنان ارزشمند آنحضرت است كه فرمود :
هامش
( 1 ) - أبو الشهداء ، عباس محمود العقاد ، ص 73 ، به نقل از مطالب السؤول .