امير المؤمنين عليه السّلام بسنده نكردند بلكه به عثمان بن حنيف نيز نيرنگ زدند در حالى كه به تازگى بر اساس شرايطى كه بر آن توافق كرده بودند ميان آنها و عثمان بر صلح توافق شده بود كه از جمله شرايط صلح اين بود كه جنگ را متوقف كنند و دار الاماره و مسجد و بيت المال در اختيار عثمان باشد . و طلحه و زبير و عايشه هر جاى بصره را كه بخواهند ، در اختيارشان باشد و اقدامى نكنند تا امير المؤمنين عليه السّلام به بصره بيايد آن گاه اگر دوست داشتند تحت فرمان او در آيند و گرنه بجنگند . « 1 » گفته شده آنها جنگ را متوقف كردند و مصالحه كردند بر اين كه فرستادهاى به مدينه نزد امير المؤمنين عليه السّلام روانه سازند تا او جوابى را بياورد كه ابن حنيف خواستار آن بود . از مهمترين بندهاى صلح نامه اين بود كه : آيا طلحه و زبير به بيعت با امام على عليه السّلام مجبور شدند ؟ و اگر جواب مثبت بود ابن حنيف از بصره خارج شود و شهر را براى آنان خالى كند و اگر جواب منفى بود طلحه و زبير از شهر بيرون روند .
براى اين كار مهم كعب بن سور را روانه كردند و در همين فرصت كوتاه كوشش كردند تا با نامه نگارى با كسانى كه توانايى گسترش [ توسعه ] دامنه مخالفت با حكومت شرعى پسر عموى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم را داشتند ، اوضاع را به نفع خود تغيير دهند . با اين حال با عثمان بن حنيف زياد صبر نكردند و صلحنامه را پاره كرده و در شبى تاريك و طوفانى نيرنگ خود را آشكار كردند . طلحه و زبير و اطرافيانشان به دار الاماره هجوم بردند كه عثمان بن حنيف غافل از آنها در آن جا بود . بر دروازه دار الاماره سبابجه از خزائن بيت المال محافظت مىكردند آنها گروهى از زطّها بودند كه مسلمان شده بودند و عثمان بن حنيف در نگهبانى از بيت المال و دار الاماره به آنها اعتماد كرده بود . مهاجمان بر آنها يورش برده و از چهار طرف دور آنها را گرفتند و دست به كشتار آنها زدند و چهل نفر را گردن زدند كه اين كار را زبير به تنهايى عهدهدار شد سپس به عثمان هجوم آوردند و او را با طناب بستند و ريشهاى
هامش
( 1 ) الامامة و السياسه ، 1 ، 68 و عقد الفريد ، 3 ، 313 و تاريخ خليفه بن خياط 183 و نهايه الارب 20 ، 37 .