است . « 1 » و علامه مجلسى درباره آن گفته است تاريخ نيكويى مشتمل بر اخبار بسيار است . « 2 » كتاب ديگر او جواهر النظاميه بوده كه گويا براى سلطان نظام شاهى نوشته بود . « 3 » او به جهت همين تأليفاتش لقب « مؤلف » يافته بود . « 4 » چنان كه ضامن بن شدقم نيز در يك جاى كتاب خود ضمن استناد به گفته جدش از او با همين لقب ياد مىكند . « 5 » سيد محسن امين احتمال داده است كه كتاب ضامن بن شدقم - تحفه الازهار - ذيلى بر كتاب زهر الرياض وى بوده باشد . « 6 » درباره پدر ضامن بن شدقم اطلاعات زيادى در دست نيست گويا او هم مردى عالم و فاضل بوده است . « 7 » اطلاعات ما درباره زندگانى سيد ضامن نيز بسيار محدود و بطور عمده برگرفته از مطالبى است كه خود او - در ابتداى كتاب تحفه الازهار - بازگو كرده است . تاريخ ولادت او دانسته نيست و خود او هم اشارهاى به آن ندارد . بلكه بيشتر به شرح سفرهايش براى علم آموزى و يادگيرى انساب پرداخته است . او مىگويد : « در ربيع الثانى 1068 به بصره رسيدم و با سيد شريف عبد الرضا بن عبد الشمس ملاقات كردم . . . » « 8 » و در جاى ديگر مىگويد كه در جمادى الثانى 1068 هجرى در دورق بوده است . او در سال 1078 هجرى به ايران آمده و در اصفهان رحل اقامت افكند « 9 » و گويا تا 1080 هجرى در اين شهر بوده زيرا از ديدارش با سيد يحيى در اصفهان به سال 1082 هجرى ياد كرده
هامش
( 1 ) كشف الارتياب ، 1 ، 100 .
( 2 ) بحار الانوار ، 1 ، 35 .
( 3 ) كشف الارتياب ، 1 ، 100 .
( 4 ) اعيان الشيعه 8 ، 184 .
( 5 ) نبرد جمل - همين كتاب ، 61 .
( 6 ) اعيان الشيعه ، همان .
( 7 ) عيان الشيعه ، 8 ، 185 .
( 8 ) اعيان الشيعه ، 7 ، 392 به نقل از نسخه خطى تحفه الازهار .
( 9 ) تحفة لب اللباب ، 27 .