تفسير :
لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ
؛ كافران از اهل كتاب و بت پرستان پيش از مبعث پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله مىگفتند : از دينى كه داريم دست برنداشته و آن را رها نمىكنيم تا پيامبر موعود كه نامش در تورات و انجيل نوشته شده يعنى محمد صلّى اللَّه عليه و آله مبعوث شود ، پس خداوند آنچه را آنان مىگفتند ، نقل كرده است .
مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ
؛ انفكاك چيزى از چيزى به اين است كه پيوستگى آنها بر طرف و از هم جدا شوند پس از آن كه متّصل بودهاند يعنى آنها [ مشركان و بت پرستان ] به دين خود چنگ در آويخته بودند و آن را ترك نمىكردند تا دليل روشن براى آنها بيايد .
رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ
؛ اين جمله بدل از بينه است .
يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً
؛ تا بر آنها صحيفههايى بخواند كه از سخنان باطل پاك باشد .
فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ
؛ در آن صحيفهها نوشتههاى پر ارزش و مستقيم و ناطق به حق وجود دارد .
وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ
؛ در معناى اين جمله ( معناى تفرّق ) دو وجه است :
1 - اهل كتاب از حق پراكنده نشدند .
2 - به فرقههايى متفرّق نشدند برخى به محمّد صلّى اللَّه عليه و آله ايمان آورده و بعضى منكر او شدند و گفتند : اين آن پيامبر موعود نيست . بعضى از آنها پيامبر را شناخته و عناد ورزيدند .
إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ
؛ يعنى مشركان وعده مىدادند كه هر گاه آن پيامبر موعود [ براى هدايتشان ] بيايد گرد هم آيند و وحدت كلمه داشته باشند و چيزى جز آمدن پيامبر آنها را از حقّ متفرّق نساخت .
وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
؛ آنها در تورات و انجيل جز به گرويدن به دين حنيف اسلام امر نشدند ليكن امر كتاب را تحريف كرده و تغيير دادند .