تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
لا يَسْتَوِي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ
؛ اين جمله هشدارى است به مردم و اعلانى است كه آنان بر اثر غفلت بسيار و برگزيدن دنيا بر آخرت گويى از تفاوت ميان بهشت و دوزخ و دورى بهشتيان و دوزخيان از يكديگر آگاه نيستند و حقّ آنهاست كه اين تفاوت به آنها گوشزد شود چنان كه به عاق پدر مىگوييم : او پدر توست و او را به منزلهء كسى قرار مىدهيم كه پدر را نمىشناسد و با اين سخن حق پدرى را كه موجب نيكى و مهربانى است به او گوشزد مىكنيم .
مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
؛ تصدّع پراكنده و ريز ريز شدن پس از به هم پيوستگى است و اين نوعى تمثيل و تخييل است چنان كه در آيهء :
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ
، گذشت ؛ « ما امانت ( تعهّد ، تكليف ، مسئوليّت و ولايت الهيّه ) را بر آسمانها و . . . عرضه داشتيم » . ( احزاب / 72 ) و بر آن تمثيل دلالت مىكند آيه :
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ
؛ « و اينها مثالهايى است كه براى مردم مىزنيم » . ( حشر / 21 ) . مقصود سرزنش انسان بر كمى تفكر و تعقّل در قرآن و نواهى موعظه‌هاى آن است .
عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ
؛ خداوند به معدوم و موجود عالم است و به قولى آنچه از مردم نهان است و آنچه را مىبينند ، مىداند ، يا منظور علم الهى به نهان و آشكار است . از حضرت باقر عليه السّلام روايت است كه مقصود علم خداوند است به آنچه بوده و نبوده است .
الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ
؛ خدايى كه از زشتيها منزّه و از هر عيب و نقصى پاك است و « سبّوح » نيز نظير آن است ، السلام ، به معناى سلامت است و خداوند در توصيف خود به سالم بودن از عيبها ، يا سلامت بخشيدن به مؤمن مبالغه فرموده است . « المؤمن » ، خدايى كه امنيّت بخشيده است .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 288 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى