كنندهاى است . ( 5 )
تفسير :
قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي
؛
[ شأن نزول ] :
اين سوره دربارهء خوله دختر ثعلبه زن اوس بن صامت برادر عباده نازل شده كه او را در حال سجده ديد و چون نمازش تمام شد خواست از او كام بگيرد امّا زن امتناع كرد ، اوس به خشم آمد و او زود خشمگين مىشد پس او را ظهار كرد زن خدمت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمد و گفت : اوس در حالى كه جوان و مورد رغبت بودم با من ازدواج كرد و چون سنّى از من گذشته و فرزندانم زياد شده مرا به منزلهء مادرش قرار داده ( ظهار كرده ) است پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : تو بر شويت حرام شدهاى ، زن عرض كرد : اى رسول خدا اسمى از طلاق برده نشده و او پدر فرزندان من است و هم چنان مىگفت : از اين بد حالى و گرفتارى به درگاه خدا شكايت مىكنم ، كه
« قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ »
نازل شد ، يعنى زنى كه راجع به كار شوهرش حال خود را پياپى مىگفت و بد حالى خويش و شكايتش را به درگاه خدا اظهار مىكرد .
وَ اللَّهُ يَسْمَعُ تَحاوُرَكُما
؛ خدا گفتگوى شما را مىشنود .
الَّذِينَ يُظاهِرُونَ
؛ « يظّاهرون » به تشديد « ظ » و « يظهّرون » به تشديد « ه » نيز قرائت شده و اصل آن « يتظاهرون » و « يتظهّرون » بوده است ، و « يظاهرون » از مظاهرت و ظهار نيز خوانده شده است .
مِنْكُمْ
؛ در اين كلمه توبيخى براى عربهاست زيرا « ظهار » از اعتقادات آنها بود و معناى آيه اين است ، كسى كه به زنش مىگويد : انت علىّ كظهر امّى ، با اين سخن زنش را مانند مادر خود و ملحق به آن مىداند و اين تشبيهى نادرست است چون دو حالت با هم مخالفند .
إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ
؛ در حقيقت مادرانشان همانهايى هستند كه آنها را به دنيا آوردهاند و ديگر زنان به آنها ملحقند چون در حكم آنان داخلند ، بنا بر اين زنان