خاطر اعمال نيك و بدشان ،
وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ
؛ و اطلاق « درجات » [ بر دو جنس بهشت و دوزخ ] در حالى كه بهشت داراى درجات و دوزخ داراى دركات است از باب تغليب يعنى غلبه دادن يكى بر ديگرى است چون هر كدام از درجات و دركات گروهى از مردم را در خود جاى دادهاند .
وَ لِيُوَفِّيَهُمْ
؛ علتى است كه معلّل آن ( چيزى كه برايش علّت آورده شده ) حذف شده است چون كلام بر آن دلالت مىكند و گويى چنين گفته است ، تا پاداش اعمالشان به طور كامل داده شود و به حقوق آنها تجاوز نشود و مقدار پاداش آنها را به اندازهء اعمالشان معيّن كرده و ثواب را درجات و كيفر را دركات قرار داده است .
وَ يَوْمَ يُعْرَضُ
؛ منصوب به قول مستتر پيش از ( فعل ) « اذهبتم » است و در معناى آن دو قول است :
1 - منظور كيفر دادن آنهاست چنان كه گويند ، فرزندان فلان بر شمشير عرضه شدند ، هر گاه با شمشير كشته شوند و از همين مورد است آيهء :
النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها
؛ « عذاب آنها آتش است كه هر صبح و شام بر آن عرضه مىشوند » ( مؤمن / 46 ) .
2 - آتش بر آنان عرضه مىشود چنان كه گويند شتر بر حوض عرضه شد در حالى كه حوض بر شتر عرضه مىشود و اين تعبير از نوع قلب است و تفسير ابن عباس بر اين مطلب دلالت دارد [ كه گفته است ] كافران را در حالى كه بر بدنشان مىكوبند به طرف آتش مىبرند و آتش دوزخ بر روى آنان گشوده مىشود .
أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ
؛ در معناى جمله دو قول است :
1 - بهرهاى از چيزهاى پاكيزه برايتان نوشته نشده مگر همان كه در دنياتان به آن رسيده و گرفتهايد و آن را از بين بردهايد بنا بر اين پس از برخوردارى كامل از بهرهء خود چيزى از آنها براى شما باقى نمانده است .
2 - روزيهاى پاكى كه به شما داده شده در راه شهوتها و لذّتهاى دنيايتان خرج كرديد و در راه رضاى خدا انفاق نكرديد .