فقط فعل امر است نه چيز ديگر . واژهء « تقاسم » به معناى هم قسم شدن و « بيات » يعنى شبيخون زدن و هجوم دشمن در شب است .
لفظ « مهلك » به صورت مهلك كه از مادّهء هلاك است و به صورت مهلك كه از باب اهلاك است نيز خوانده شده است .
وَ مَكَرُوا مَكْراً
؛ آن كافران توطئهء كشتن صالح و خانوادهاش را پنهان كردند .
وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
؛ ما از جايى كه آگاهى نداشتند آنها را هلاك و نابود كرديم ، خداوند اين هلاك كردن را از راه استعاره به مكر مكر كننده تشبيه كرده است .
عبارت
« أَنَّا دَمَّرْناهُمْ »
مستأنفه است و كسى كه همزه را به فتح بخواند آن را در محلّ رفع مىداند و به عنوان اين كه يا بدل از لفظ عاقبة باشد و يا خبر از مبتداى محذوف است كه در تقدير هى تدمير هم بوده است و يا در محلّ نصب مىداند كه خبر كان باشد و در اصل كان عاقبة مكرهم الدّمار بوده است و يا به معناى لأنّا به كار رفته است .
فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً
؛ واژهء « خاوية » حال و منصوب است و مثل اين است كه به آنها اشاره شده است كه بنگر به اين خانهها در حالى كه به سبب ظلم و كفرشان چگونه خالى و ويران شده است . ابن عبّاس گفته است : در كتاب خدا يافتهام كه ستم خانهها را ويران مىكند و اين آيه را خواند .
[ سوره النمل ( 27 ) : آيات 54 تا 55 ]
وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ ( 54 ) أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ ( 55 )
ترجمه :
و لوط را ياد آور ، هنگامى كه به قومش گفت آيا شما به سراغ كار بسيار زشت و قبيح مىرويد در حالى كه زشتى آن را