اولًا كتاب در قرآن به معنى مطلق نوشته است ، همان طوركه در عرف زمان پيغمبر به يك نامه نيز كتاب گفته مىشد . كتاب در اصطلاح قرآن مجموع بين الدفتين نيست كه بحث كنيم آيا عام است يا خاص ، يعنى اعم از هر دو است . لهذا در يك جا مىفرمايد : * ( يسئلك اهل الكتاب ان تنزل عليهم كتاباً من السماء ) * ، مقصود يك نوشته ( نامه ) است . يا مىفرمايد : * ( و لو نزلنا عليك كتاباً فى قرطاس فلمسوه بايديهم . . . ) * يا مىفرمايد : * ( والذين يبتغون الكتاب مما ملكت ايمانكم فكاتبوهم ) * يا مىفرمايد : * ( و لا رطب و لا يابس الَّا فى كتاب مبين ) * يا مىفرمايد : * ( . . . ما لهذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة الَّا احصيها ) * يا مىفرمايد : * ( و نخرج له يوم القيمة كتاباً يلقيه منشوراً ) * يا مىفرمايد : * ( و كتاب مسطور . فى رق منشور . ) *
در اينها گاهى كتاب به نامه و گاهى به لوح محفوظ و گاهى به نامهء عمل اطلاق شده است ، و شايد مقصود از « * ( و كتاب مسطور ) * » مطلق نوشته باشد .
بلكه در آيهء كريمه كه مىفرمايد : * ( فويل للذين يكتبون الكتاب بايديهم ثم يقولون هذا من عند الله . . . ) * تصريح به اين است كه كلمهء كتاب در قرآن اصطلاح خاصى نداشته است .
و ثانياً با نظم آيه جور در نمىآيد : * ( و ما كنت تتلوا من قبله من كتاب . ) * اگر مقصود آشنا نبودن با كتب آسمانى به واسطهء عدم آشنايى به زبان آنها بوده است ، كلمهء * ( « من قبله » العياذ با لله حشو است .
ثالثاً راغب مىگويد :
و حيثما ذكر الله تعالى اهل الكتاب فانما اراد بالكتاب * ( التورية ) * و * ( الانجيل ) * و ايّاهما جميعاً .
اما در وقتى كه كلمهء كتاب ، منكَّر آورده شده دليلى ندارد كه مقصود خصوص تورات و انجيل باشد .
و . مىگويد :
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٨