ديگران اين بود كه او خود را پيغمبر مىدانست و ديگران را مردم .
* ( امن الرسول بما انزل اليه من ربه . ) *
به منزل كوش مانند مه نو
در اين نيلى فضا هردم فزون شو
مقام خويش اگر خواهى در اين دير
به حق دل بند و راه مصطفى رو
( محمد اقبال پاكستانى )
سعدى مىگويد :
محال است سعدى كه راه صفا
توان رفت جز در پى مصطفى
رسول اكرم امّى بود
1 . در مجلهء آستان قدس ، شمارهء 2 دى ماه 1339 مقاله اى به قلم آقاى محمدتقى شريعتى بود . آيهء مباركهء * ( اقرأ باسم ربك الذى خلق ) * را عنوان كرده و به تناسب داستان معروف كه رسول اكرم در جواب فرشته كه به او گفت : * ( اقرأ ) * و او فرمود : * ( ما انا بقارئ ) * ، وارد بحث امى بودن رسول اكرم شده . اولًا نوشته كه تمام مسلمين در تمام ادوار اتفاق داشتهاند بر امى بودن آن حضرت ( به معناى درس ناخواندگى ) و ثانياً در آيهء 157 - 158 از سورهء اعراف :
* ( الذين يتبعون الرسول النبى الامى الذى يجدونه مكتوباً عندهم فى التورية و الانجيل . . . فامنوا با لله و رسوله النبى الامى الذى يؤمن با لله . . . ) *
بعد وارد اين بحث شده كه معناى امى همان درس ناخوانده است كه به جاى « مادرزاد » فارسى است ، نه به معناىام القرائى كه بعضى گمان كردهاند ، زيرا اولًا هرچند در قرآن از مكه بهام القرى تعبير شده ولى عنوان وصفى دارد نه عنوان اسمى كه مىفرمايد : * ( لتنذرام القرى و