ختميه است . ناچار از نظر اسلام بايد [ در ] انتظار حكومتى كه مجرى اين قوانين باشد بود . اين از نظر اسلام
دنيا هم از نظر احتياج و هم از نظر وابستگيهاى فردى و اجتماعى به سوى وحدت مىرود :
از طرف ديگر دنيا از نظر احتياج رو به اين جهت مىرود كه هم از جهت اصول قوانين و مسلك ، قانون واحد و مسلك واحد داشته باشد و هم از طرف وابستگيهاى فردى و اجتماعى به سوى وحدت مىرود
خطر نابودى بشر :
از طرف ديگر ، موجودى و امكانات فعلى بشر كافى براى ايجاد اين وحدت نيست . بشر همان بشر است از نظر خواسته ها كه بوده ، بلكه پايينتر رفته ولى تيغهاى در كف تيزتر شده است . خطر نابودى بشريت در ميان است همچنان كه راسل در اميدهاى نو گفته است و آن خطر جنگ است ، جنگى كه ديگر غالب و مغلوب در آن معنى ندارد
جهان به طرف بن بستى مىرود كه يا نابودى كامل و يا مدد غيبى :
دنيا به طرف بن بستى مىرود كه يا نابودى كامل است و يا مدد غيبى .
13 . اصل احتياج و قابليت يا « تا پريشان نشود كار به سامان نرسد » ( نمرهء 29 دفتر . . . )
ظهورها و مددهاى غيبى گذشته :
14 . ظهورهاى گذشته يا دستهاى غيبى گذشته از قبيل ظهور ابراهيم كه * ( كان امة ) * ، ظهور موسى كه در يك دورهء پريشانى رخ داد ، ظهور عيسى ، حتى ظهور گاندى و نوابغ امثال او در امثال هندوستان
قرآن كريم دربارهء موسى مىگويد : * ( و نريد ان نمنّ على الذين استضعفوا . . . ) *
على دربارهء رسول اكرم مىفرمايد :
* ( ارسله على حين فترة من الرسل و طول هجعة من الامم و انتقاض من المبرم و تلظَّ من الحروب و الدنيا كاسفة النور ظاهرة الغرور على حين اصفرار من ورقها و اياس من ثمرها . . ) *
تمدن ، عامل بهم خوردن تعادل :
15 . تمدن يعنى وسايل مدنى امروز خود عامل بزرگى شده براى
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 423
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٢٣