تجربه نشان داده كه آن اندازه كه مصاحبت نيكان و ارادت و محبت آنها در روح مؤثر است ، خواندن صدها كتاب اخلاقى مؤثر نيست .
مولوى در همين زمينه مىگويد :
همچو نى زهرىّ و ترياقى كه ديد
همچو نى دمساز و مشتاقى كه ديد
. . . هركه را جامه ز عشقى چاك شد
او ز حرص و عيب كلى پاك شد
شاد باشاى عشق خوش سوداى ما
اى طبيب جمله علتهاى ما
اى دواى نخوت و ناموس ما
اى تو افلاطون و جالينوس ما
يك مرغ كه جوجه دارد ، يك حيوان و يا انسان كه بچه دار مىشود ، عشق و علاقهء آن بچه به كلى او را عوض مىكند ، اكسير است .
عشق گدازنده است . سعدى مىگويد :
هركه عشق اندر او كمند انداخت
به مراد دلش ببايد ساخت
هركه عاشق نبود مرد نشد
نقره فائق نگشت تا نگداخت
6 . همانطور كه در ورقهء چرا مكتب على مكتب عشق و محبت شده است ) * گفتيم ، مكتب علوى از روز اول مكتب عشق و ارادت بوده ، به صورت يك شعلهء آتشين عشقى درآمده با همهء آثارش از نشاط و گذشت و الهام بخشى . فلاسفهء بزرگ دنيا هرگز نتوانستهاند اين گونه مكتبها به وجود آورند اعتقاد به وجود آوردهاند اما حرارت و عشق به وجود نياوردهاند . انسان به علم و فلسفه معتقد مىشود اما به فضيلت و معنويت عشق مىورزد براى كسى كه براى بشريت اشك ريخته ، ناله كرده ، فداكارى كرده ، اشك مىريزد ، ناله مىكند و فداكارى مىنمايد . ماركسيسم خاصيت عشق ندارد ، خاصيت