تنها فكر درخشان آنها دموكراسى بود در باب خلافت .
و . سرايت عقايد و روحيهء خوارج در ساير مذاهب و بحث اينكه آنها در عين انقراض هنوز هستند ، و مسئلهء شعار و چهارچوبها از يك طرف و روحها و محتويها از طرف ديگر ، و اينكه روح تسنن حسن ظن به اكابر است و روح تشيع تقدم اصول بر شخصيتها و روح خارجيگرى جمود و تعصب جاهلانه و تنگ نظرى است .
ز . توصيف على از آنها
ح . درسهايى كه از جريان خوارج بايد گرفت :
اول . رفتار على با آنها دموكرات منشانه بود .
دوم . عقيدهء على دربارهء آنها
سوم . درسى در باب امر به معروف و نهى از منكر
چهارم . افرادى كه تربيت اصيل اسلامى نيافتهاند حق مداخله در حكومت اسلامى و مسائل اساسى اسلامى ندارند .
براى همهء مطالب بالا ، رجوع شود به ورقه هاى خوارج .
4 . بحث ديگر ما دربارهء نيروى جاذبهء على است . چنان كه گفتيم على يك شخصيت دو نيرويى است و هر دو جهت در او نيرومند است ، هم دوست ساز است و هم دشمن ساز . تاريخ گواهى مىدهد كه قرنها ( و هنوز ) نيروى دوست سازى و دشمن سازى على حكومت مىكند .
مقدمه اى بحث كنم و آن اين است :
ما در مقدمهء كتاب محمد خاتم پيامبران بحثى دربارهء دعوتها كردهايم كه دعوتهايى كه در ميان بشر صورت گرفته و اثر گذاشته و جامعه را به سويى كشانده ، از لحاظ شعاع اثر يكسان نيست بعضىها يك بعدى است و بعضى دو بعدى و بعضى شعاع تأثير سه بعدى داشتهاند . دعوتهاى سه بعدى مخصوص پيامبران است . اكنون مىگوييم جاذبه هاى افراد نيز از لحاظ تأثير همينطور است
شخصيتهايى كه داراى نقاط مثبت روحى بودهاند شعاع تأثير
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 229
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٢٩