* ( الافلين . . ) * .
مثال آيه بودن كتاب براى معارف نويسنده :
ب . نظام و اتقان صنع . اينجا برعكس راه اول كه از نقص به كمال مىرسيد ، از نوعى كمال در جهان با توجه به فقدان مبدأ كمال در خود جهان ، آيينهء ذهن به طور غير مستقيم وجود قوهء مدبر و مدير و ناظم و صانع را مىبيند . اينجاست كه جهان براى انسان « آيه » و نشانه مىشود ، مانند كتاب كه آيه و نشانه است براى نويسنده .
در مجموع اين دو راه ، ذهن ذات حق را از پشت پردهء آثار مىبيند . ذهن ذات حق را از آن جهت مستقيماً نمىتواند در آيينهء خود نمودار سازد كه محدود است و ذات حق نامحدود ، و مكرر گفتهايم كه غيب بودن ذات حق به مناط نامحدود بودن آن است و باطن بودن او به ملاك ظاهر بودن اوست : * ( و كل ظاهر غيره غير باطن و كل باطن غيره غير ظاهر . ) * او تنها هويداى ناهويدا و تنها ناهويداى هويداست ، بلكه او تنها ناهويدايى است كه ملاك ناهويدايى او كمال هويدايى اوست ، از شدت و كمال ظهور در خفاست :
يا من هو اختفى لفرط نوره
الظاهر الباطن فى ظهوره .
حجاب روى تو هم روى توست در همه حال
نهان ز چشم جهانى ز بس كه پيدايى .
توحيد - عبادت تكوينى
مولوى در دفتر . . . صفحه . . . مىگويد :
معنى الله گفت آن سيبويه
يولهون فى الحوائج هم لديه
گفت الهنا فى حوائجنا اليك
و التمسناها وجدناها لديك