بايد بكنند ، آنها رضاى خدا را جلب خواهند كرد .
13 . آيهء * ( الله يتوفى الانفس حين موتها ) * به ضميمهء آيهء * ( قل يتوفيكم ملك الموت الذى وكَّل بكم ) * و آيهء * ( الذين تتوفيهم الملائكة ) * ، مىرساند كه اماته و احياء را نيز به غير خدا مىتوان نسبت داد ، و همچنين آيهء * ( و اذ تخرج الموتى باذنى ) * با آنكه : * ( الله يحيى و يميت . ) * .
14 . اما شفاعت و توسل ( 1 ) . اولًا شفاعت بر دو قسم است :
تكوينى يا تشريعى . ثانياً تشريعى بر دو قسم است : شفاعت عمل و شفاعت پاداش . شفاعت پاداش بر دو قسم است : باطل و صحيح .
شفاعت تكوينى همان اصل اسباب و وسايل و نظام تدبيرى است . عليهذا هر پدر شفيع تكوينى فرزندان است ، فرشتگان شفعاى تكوينى هستند ، قواى طبيعت شفعا هستند . و اما شفاعت تشريعى مربوط به قوس صعود است .
در شفاعت پاداش ، اينكه چرا پيغمبر بايد واسطه باشد عيناً به همان دليلى است كه جبرائيل براى پيغمبر واسطهء وحى است و پيغمبر براى ما . اين ادعا درست ادعاى كسانى است كه گفتند : * ( لو لا انزل علينا الملائكة او نرى ربنا لقد استكبروا فى انفسهم و عتوا عتواً كبيراً ) * ، يعنى مقام دانى خود را در نظام وجود نمىشناسند .
مغفرت الهى همان تقدم رحمت بر غضب و سلامت بر بيمارى و اعتدال بر انحراف است : * ( كل مولود يولد على الفطرة . . . ) * .
شفاعت باطل آن است كه براى شفيع استقلال و رضايت جداگانه قائل شويم ، سخن از « ارباب ما كلُفت است » بكنيم ، عنوان پارتى بازى و نقض قانون و شخصيت فوق قانون به خود بگيرد .
مثال شعر و مديحه و انتساب براى متنفذين . . .
شفاعت باطل جريانى است كه از مذنب شروع مىشود و به مشفوعٌ عنده ختم مىشود ، مشفوعٌ عنده معلول معلول مذنب است .
ولى شفاعت حق آن است كه از مشفوعٌ عنده شروع مىشود ،
هامش
( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى شفاعت .