اما ايراد هفتم : اين بحث مربوط است به مسئلهء شرور كه از طرفى با مسئلهء حكمت مربوط است و از طرفى با مسئلهء عدل و ظلم و از طرفى با مسئلهء رحمت ، كه البته مسئلهء دوم را آقايان از ديد به اصطلاح اخلاقى ديدهاند . ما در عدل الهى مطلب عدل و ظلم را از ديدگاه فلسفى كه تنها ديدگاه صحيح است مورد بحث قرار دادهايم ، همچنان كه كم و بيش از ديدگاه حكمت بالغه نيز مورد بحث قرار دادهايم ولى اكنون ، هم از جنبهء حكمت و هم از جنبهء عدل و هم از جنبهء رحمت - البته از پايگاه فلسفى كه يگانه پايگاه صحيح است - مورد بحث قرار مىدهيم .
توحيد و عشق فطرى انسان و ساير موجودات جهان
رجوع شود به يادداشت عشق به جهان ) * و يادداشتهاى لذتهاى معنوى ) * و يادداشتهاى عشق معنوى ) * و به دفتر توحيد و معاد ، نمرهء 14 ، 15 ، 16 ، 17 ، 18 ، 27 و 28 .
ايضاً رجوع شود به اسفار ، جلد 3 ، اواخر مباحث خير و شر ، صفحهء 136 ، فصل « فى اثبات ان جميع الموجودات عاشقة لله سبحانه » .
ايضاً نظيرى نيشابورى مىگويد :
غير من در پس اين پرده سخن سازى هست
راز در دل نتوان داشت كه غمّازى هست
بلبلان گل ز گلستان به شبستان آرند
كه در اين كنج قفس زمزمه پردازى هست
تو مپندار كه اين قصه به خود مىگويم
گوش نزديك لبم آر كه آوازى هست
دى « نظيرى » نرسيده است كه امروز رود
صحبتى را بود انجام كه آغازى هست .
حافظ مىگويد :