اسلام ، خدمات اجتماعى اسلام همه از اين نوع است .
اينكه رسول اكرم فرمود : * ( من اصبح و لم يهتمّ بامور المسلمين فليس بمسلم ) * و يا فرمود : * ( كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته ، مثل المؤمنين فى تواددهم و تراحمهم كمثل الجسد . . . ) * [ ناظر به اين مطلب است . ] اينجا چند مسئله است :
تعميم نيازها :
الف . غالباً امروز كه گفته مىشود همدردى با جامعه ، رسيدن به درد جامعه ، مقصود جز درد گرسنگى و محروميت و مظلوميت و احياناً جهل و بيمارى نيست . اما نظر اسلام در نيازها ، به آنهايى است كه در متن خلقت براى انسان هست ولو آنكه بعضى از آنها را خود احساس نكند . نياز را نبايد محدود كنيم به نيازهايى كه خود انسانها به صورت درد احساس مىكنند .
رابطهء درد و آگاهى كه در عين اينكه آگاهى دردآفرين است ، دردْ آگاهى آفرين است :
ب . رابطه اى است ميان درد و آگاهى و اينكه آگاهى دردآفرين است و لَختى بىدردى ، بلكه دردْ خود براى آگاهى است و آگاهى آفرين است . مولوى :
حسرت و زارى كه در بيمارى است
وقت بيمارى همه بيدارى است
هركه او بيدارتر ، پردردتر
هركه او آگاه تر ، رخ زردتر
پس بدان اين اصل رااى اصل جو
هركه را درد است او برده است بو
سعدى :
من از بىنوايى نيم روى زرد
غم بىنوايان رخم زرد كرد
على عليه السلام مىفرمايد : * ( و هذا اخو غامد و قد ورد خيله الانبار . . . و لو ان امرأً مسلماً مات على هذا اسفاً . . . ) * ايضاً : * ( . . . او ابيت مبطاناً و حولى بطون غرثى . . .