رياضة ما لهممه و قواه المتخيلة و المتوهمة ليجرها بالتعويد عن جناب الغرور الى جناب الحق فتصير مسالمة للسر الباطن . . .
پس از نظر شيخ ، عبادت نوعى ورزش روحى است براى روح و مخصوصاً از نظر قوهء متخيله و متوهمه و قواى بدنى عموماً كه رو به طبيعت دارند ( 1 ) از نظر ديگر ، عبادت نوعى عكس العمل عاشقانهء روح است در برابر جمال و كمال خالق عظيم .
و از نظر ديگر نوعى عكس العمل انسانى و سپاسگزارانهء روح است در مقابل احسانهاى بيكران الهى .
از نظر ديگر نوعى اعلام آمادگى خدمت است بدون منت و توقع ( 2 ) ، كه : * ( قوّ على خدمتك جوارحى و اشدد على العزيمة جوانحى . ) * سعدى در داستان اياز و محمود مىگويد :
من اندر قفاى تو مىتاختم
ز خدمت به نعمت نپرداختم
و البته از نظر مردم عوام نوعى معاوضه است در مقابل اجر و پاداشهاى مادى كه قهراً بايد فرض شود كه نوعى فايده رساندن به خداست تا معاوضه صدق كند .
و از نظرى به قول كارل ، پرواز روح است به افقهاى وسيعتر و عاليتر از حضيض مادى .
و به تعبير ديگر كارل ، كوشش انسان است براى ارتباط با وجود نامرئى آفريدگار همهء هستى .
در عبادت ، انسان مىيابد كه نيازى جز حوائج جسمى و حيوانى ، و لذتى برتر از لذت بدنى ، و وجودى عِلوى و جاويد جز اين كالبد محدود فانى دارد . . . پرستش بهترين وسيلهء پيروزى كامل روح
هامش
( 1 ) گفته شده : عبادت بهترين وسيلهء پيروزى كامل روح بر بدن است .
( 2 ) و به قول كارل كه در ورقه هاى فلسفه و راز عبادت نقل كرديم : انسان در برابر خداوندگار هستى نشان مىدهد كه او را دوست دارد ، نعمات او را سپاس مىگزارد و آماده است تا خواست او را هرچه هست انجام دهد .