ماييم به عفو تو تولَّا كرده
وز طاعت و معصيت تبرّا كرده
آنجا كه عنايت تو باشد ، باشد
ناكرده چو كرده ، كرده چون ناكرده
ابوسعيد در جواب اين رباعى ، بديهةً گفت :
اى نيك نكرده و بديها كرده
وانگه به خلاص خود تمنا كرده
برعفو مكن تكيه كه هرگز نبود
ناكرده چو كرده ، كرده چون ناكرده
عمل در اسلام - اباحيت
طبيعت بشر به اباحيت ، رفع تكليف ، آزادى شهوات از قيد هر قانونى متمايل است . بعضى صريحاً اباحى هستند ، ولى بعضى ديگر در اثر اغواى عده اى در زير سِتارى دينى احياناً اباحى مىشوند و رفع تكليف از خود مىكنند كه خود احياناً نمىدانند . آنچه الان در نظر دارم :
الف . قرامطه ، خصوصاً بعضى گروههايشان ب . مرجئه كه ايمان را ستار و بهانه قرار دادند ج . برخى مدعيان تشيع كه حب مولى را بهانه قرار دادند د . آنان كه ( خصوصاً برخى اهل منبر ) گريه براى امام حسين را بهانه قرار دادند و شهادت امام حسين را براى رفع تكليف فرض كردند ( آنچنان كه مسيحيان مصلوب شدن مسيح را به عقيدهء خود ) ه . آنان كه گفتند در ايام عيدالزهرا سه شبانه روز رفع القلم است و . آنان كه انتظار فرج را وسيله قرار دادند ز . آنان كه تقيه را وسيله قرار دادند رجوع شود به ورقهء اباحيگرى و ورقهء عمل - گريز از عمل داستان بوعلى و بوسعيد .