در جلد 2 ، صفحهء 96 كلام مسيح و صفحهء 97 ، حديث 41 و 42 و 45 و 46 و 56 و 57 و 58 . از همهء اين احاديث وسعت نظر اسلام از نظر اينكه اهميت داده نشود كه علم در دست كيست ، استفاده مىشود .
علم
مولوى :
علم دريايى است بىحد و كنار
طالب علم است غوّاص بحار
گر هزاران سال باشد عمر او
مىنگردد سير او را جستجو
علم و ايمان
رجوع شود به ورقه هاى تعليم و تربيت اسلامى - خرمشهر ، فروردين 53 بحث شيرينى در مفهوم * ( الحكمة ضالة المؤمن ) * شده است كه چرا يك مسلمان بايد حتى علمى را كه [ از ] مشرك مىگيرد به منزلهء گمشدهء خود تلقى كند ، به منزلهء غريبى تلقى كند كه به وطن خويش رسيده است ؟ چرا علم در نزد غيرمؤمن ، بيگانه است ؟
عالم در ميان جهان
سعدى ، گلستان :
عالم اندر ميان جاهل را
مثلى گفتهاند صدّيقان
شاهدى در ميان كوران است
مصحفى در سراى زنديقان
شايد اشاره است به رباعى قاضى عبدالوهاب مالكى بغدادى :
بغداددار لاهل ايمان طيبة
و للمفاليسدار الضنك و الضيق
ظللت حيران امشى فى ازقتها
كأننى مصحف فى بيت زنديق