بخسبند و دو پادشاه در اقليمى نگنجند . مولوى مىگويد :
هركجا تو با منى من خوشدلم
ور بود در قعر چاهى منزلم
3 . ظرفيت روحى بشر مثل ظرفيتهاى مادى است ، متفاوت است ، اگر از حد خود بيشتر به او تحميل شود مثل ديگ بخار منفجر مىشود و مىتركد . اشخاص كم ظرفيت در برابر حوادث منفجر مىشوند .
4 . آيا منشأ بدبختيهاى بشر فقدان وسايل معيشت و تنگى ميدان مادى است يا تنگى ميدان معنوى ؟ و بالاخره آيا منشأ تنازع بقا و منشأ حسادتها و كينه ها و ظلم و تجاوزها ، تنگى جا و نبود وسايل مادى است يا فقر اخلاقى و معنوى ؟ غالباً خيال مىكنند كه علت همهء آنها تنگى عرصهء حيات است ولى اينطور نيست .
5 . شرح صدر درويش غير از دون همتى ، و ضيق صدر پادشاه هم غير از بلندهمتى است .
6 . وسعت و ضيق هريك از دو ميدان زندگى در ديگرى مؤثر است .
7 . گر تو باشى تنگدل از ملحمه
تنگ بينى جوّ دنيا را همه
ور تو خوش باشى به كام دوستان
اين جهان بنمايدت چون بوستان
* ( و من اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكاً . ) * اگر ياد خدا از دل بشر رفت ، به حكم اينكه خلأ صورت نمىگيرد هوى جاى او را پر مىكند .
وقتى كه هوى و مطامع آمد ، حسادت و كينه مىآيد و در نتيجه فشار وارد مىگردد . پس در حقيقت در آيه جمله اى مقدر است .
8 . آيهء * ( من عمل صالحاً من ذكر او انثى و هو مؤمن فلنحيينه حيوة طيبة ) * نيز كأنه تقديرى دارد ، يعنى ما در اثر ايمان و عمل صالح شرح صدر مىدهيم و در اثر شرح صدر حيات طيبه پيدا مىشود .
9 . عده اى ناموس زندگى را فقط تنازع و مغالبه و پنجه نرم كردن مىدانند ، ولى اينطور نيست . توسعهء ميدان زندگى تنها با پنجه نرم