تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
جان بىكيفى شده محبوس كيف آفتابى حبس عقده اينت حيف
مقصود اين است كه چرا دنبال اين هستى كه يك كيف عَرَضى به وسيلهء يك عامل خارجى از راه خوردن و معده ايجاد كنى ؟ در فكر اين باش كه از راه باطن و اهتزاز روحى ، كيف ايجاد كنى .

شراب

رق الزجاج و راقت الخمر و تشابها فتشاكل الامر فكأنما خمر و لا قدح و كأنما قدح و لا خمر از صفاى مىو لطافت جام در هم آميخت رنگ جام و مدام همه جام است و نيست گويى مى يا مدام است و نيست گويى جام
سعدى ، غزليات :
در آبگينه اش آبى كه گر قياس كنى ندانى آب كدام است و آبگينه كدام
شرح صدر 1 . زندگى دو ميدان و دو فضا دارد : فضاى مادى و بيرونى و فضاى روحى و درونى ، و هر دو بايد وسيع و فسيح باشد . 2 . خليل بن احمد مىگويد : ما ضاق مكان على اثنين متحابين و الدنيا لاتسع اثنين متباغضين . سعدى مىگويد : ده درويش در گليمى