زن در ميان اعراب جاهليت :
اما مرحلهء چهارم ، يعنى اعراب جاهليت . عرب ، مجاور ايران و روم بود . عاداتشان نوعى توحش بود . گاهى متأثر بودند از عادات ايران و روم و هند و مصر قديم .
عرب به زن ارث نمىداد :
عرب به زن ارث نمىداد ، تعدد زوجات را نامحدود تجويز مىكرد ، اختيار طلاق با مرد بود .
ننگين بودن دختر :
دختران را زنده به گور مىكرد و از دختر ننگ داشت . در بعضى خاندان عرب ، جنبهء فاميل بر جنبهء تأخر زن غالب مىشد و زن احترام پيدا مىكرد .
در بعضى عادات مانند امم متمدنه عمل مىكردند و در بعضى مانند ملل وحشيه .
معبود بودن مرد :
مانند ايران و روم براى زن در حقوق استقلال قائل نبودند ، او را در امور اجتماعى - مگر استثناء - شركت نمىدادند و مانند وحشيان مرد حكم معبود زن را داشت .
از همهء آنچه گذشت چنين نتيجه گرفته مىشود :
1 . همهء اين امم يا زن را در رديف حيوانات و مملوكات مىشمردند و يا لااقل زن استقلال نداشت و تحت قيمومت مرد بود ، نظير بچه . استقلال را براى زن مضر مىدانستند .
2 . زن را ابزار اجتماع مىدانستند ، نظير بردگان يا حيوانات اهلى ، جزء اجتماع نمىدانستند .
3 . زن اولًا و بالذات از حقوق محروم بود مگر به مقدارى كه انتفاع او از آن حقوق به نفع مرد بود .
4 . اساس رفتار مرد با زن بر اساس غريزهء استخدام بود لاغير .
زن در قوانين اسلام :
اما اسلام دربارهء زن چه چيزى ابداع كرده است ؟ ( مرحلهء پنجم ) كلمهء زن در اثر رفتار بدى كه در امم گذشته شده است مرادف شده با ضعف و پستى . كلمهء زن وسيلهء ملامت ترسوها و ضعيفها و پستها و خوارهاست .
شاعر عرب مىگويد :
و ما ادرى و سوف اخال ادرى
اقَومٌ آل حصنام نساء
زن صفتى يعنى ضعف و پستى ، مردى و مردانگى يعنى شهامت و رشادت و گذشت . در گذشته فقط در تورات و انجيل دربارهء زن توصيه هايى شده است ، و اسلام مقررات جديدى به نفع زن آورده كه