فطام تا مدرسه نيز باز بچه بيشتر در دامان مادر است و از آن به بعد مىتوانند مساوى باشند و نقش پدر كاملتر است اما چون مرحلهء اول به دست مادر است ، هرگز پدر جاى مادر را نمىگيرد ، زيرا :
پيشهء اول كجا از دل رود
مهر اول كى ز دل بيرون رود
در سفرگر روم بينى يا ختن
از دل تو كى رود حب الوطن
خوى كان با شير رفت اندر وجود
كى توان آن را ز مردم واگشود
هركه در خردىاش ادب نكنند
در بزرگى فلاح از او برخاست
چوبتر را چنان كه خواهى پيچ
نشود خشك جز به آتش راست
لهذا علم اول و مهر اول و خلق اول و تنفر اول و احترام اول و تحقير اول و حتى لهجهء اول اساس است . از اين رو مادران پيكرسازان اول اجتماعند . * ( العلم فى الصغر كالنقش فى الحجر ، رياضة الجاهل و رد المعتاد عن عادته كالمعجز ) * .
لذت مادرى :
ب . اما موضوع لذت مادرى . لذت مادرى متناسب است با محبت مادرى . همان طورى كه محبت مادرى بالاترين محبتهاست ، قهراً لذت مادرى نيز بالاترين لذتهاست ( 1 ) . يك لبخند كودك ، يك شيرين زبانى ، يك التجاء به مادر ، يك قد و بالاى فرزند ديدن ، فوق العاده لذت دارد .
به طور كلى مشاهده كردن اثر خود لذت بخش است . يك صنعتگر و يك خطاط و يك نقاش نمىتواند از اثر خود لذت نبرد .
مشاهدهء اثر خود لذت بخش است :
لذت از اثر و مخلوق و آفرينش فوق همهء لذتهاست ، خصوصاً اگر پدر و مادر در تكوين روحى يعنى در تربيت و تأديب و آراستگى روح فرزند خود مؤثر باشند
هامش
( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى مادر و مادرى ، نمرهء 13 .