حبيب يغمايى ، تحت عنوان « مادران و دختران » : . . .
10 . يكى از دانشمندان اروپايى ( . . . ) مىگويد :
مقام مادر :
كسانى كه بند گهوارهء كودكان را به دست دارند ، از آنها كه زمام حكومتى را در دست گرفتهاند مؤثرتر و بانفوذتر مىباشند .
11 . به حافظ نسبت دادهاند اين بيت را ( 1 ) :
عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم
با شير اندرون شد و با جان بدر شود
اينكه مىگويند هرچه با شير اندرون شد با جان بيرون مىرود ، حكايت از اثر عظيم تربيت اول است كه در دفتر 89 دربارهء آن بحث كردهايم .
12 . راجع به مادر مباحثى هست :
مقام مادرى :
الف . مقام مادر از لحاظ وظيفه اى كه طبيعت و فطرت به عهدهء او گذاشته است غير از زاييدن ، يعنى پرورش روحى كه چيزى جانشين ندارد . بعضى مىگويند بچه بزرگ كردن مثل جوجه وا كردن فعلًا ماشينى شده .
وظيفه اى كه طبيعت به عهدهء مادر گذاشته است :
در قديم الزاماً مرغ بايد روى تخم بنشيند ، حالا ماشين آن كار را مىكند . همچنين در قديم مادر بچه را بزرگ مىكرد ، امروز دولت يا مؤسسات ملى . اگر دولت بزرگ كند ، حقوق پدرى از ميان مىرود و حقوق دولتى جاى آن را مىگيرد و دولت صاحب اختيار فرزندان مىشود .
چرا حق مادر و سهم مادر در فرزند بيشتر از پدر است ؟ :
مقام مادرى از مقام پدرى بالاتر است ، به دليل اينكه نقش مادر در تكوين نسل بعدى از نقش پدر كاملتر است . در تكوين سلول اول ، پدر و مادر على السويّه شريكند و از آن به بعد تا نه ماه فرزند از خون و هم از روح يعنى فكر و خلق مادر تغذى مىكند .
در دورهء رضاع نيز هم از خون مادر و هم از روح او تغذى مىكند ، زيرا خلق و روحيهء شيردهنده در روح شيرخوار مؤثر است . در دورهء
هامش
( 1 ) ولى در حافظ چاپ قزوينى نيست .