كرايه دادن آدم و جواز شرعى . . .
د . در حال حاضر در ممالك پيشرفته ، روابط زوجين متكى بر تكاليف حقوقى متقابل است و بنابراين شناخت حق تعدد زوجات به هر شكل و عنوان ( متعه و غيره ) از جانب زن همان اندازه دشوار است كه از مرد بخواهند وجود رقباى خود را در عرصهء زناشويى تحمل كند ( 1 ) 18 . پيشنهادات و خلاصهء نظريات ما :
الف . تنها با ازدواج دائم احتياجات اجتماعى بشر در زمينهء مسائل جنسى حل نمىشود .
ب . يا بايد ازدواج موقت را پذيرفت يا رهبانيت موقت و عوارض عقده هاى روانى و يا هرج و مرج جنسى و واژگون كردن اساس زندگى خانوادگى و يا اختصاص طبقه اى از زنان به عنوان اگو و مكثف اجتماع .
ج . مفاسدى كه تاكنون ديده شده است ناشى از عدم آگاهى زنان به حقوق و وظايف و اختياراتشان بوده است . قانون را به خاطر عدم آگاهى مردم نبايد لغو كرد .
د . اگر ازدواج موقت آنچنان كه هست معرفى شود ، تدريجاً جاى ازدواج دائم را شايد بگيرد .
ه . ازدواج موقت در درجهء بعد از ازدواج دائم است ( هم شرعاً و هم عرفاً ) و قباحت عرفى آن ناشى از طرز عملى است كه مىشده است .
و . ازدواج موقت كرايه دادن آدم نيست ، با اينكه آدم كرايه كردن اشكالى ندارد .
همهء خياطان ، نجاران ، كارگران كارخانه ها ، هنرمندان ،
هامش
( 1 ) اتفاقاً دنياى به اصطلاح پيشرفتهء امروز توصيه مىكند كه وجود رقبا را تحمل كند - رجوع شود به زناشويى و اخلاق ، تأليف راسل .