مىكند و فقط باب افعال و استفعال آن را به معنى كرايه ذكر مىكند .
البته باب افعال به دو معنى استعمال مىشود : يكى به معنى پاداش دادن و ديگر به معنى كرايه دادن . علت اينكه اگر به صيغهء « آجرتُ نفسى » گفته شود اجازه نمىدهند ، اين است كه در اين صورت مفهوم كرايه دادن و خودفروشى پيدا مىكند ، در صورتى كه اگر به معنى پاداش دادن باشد بايد مرد بگويد : آجرتك ، نه زن .
13 . رجوع شود به زناشويى و اخلاق ، صفحهء 73 : فايدهء وجود فواحش .
رجوع شود به زناشويى و اخلاق ، صفحهء 78 ، فصل ازدواج تجربى .
14 . در ازدواج موقت ، نه تنها مرد زن را تصاحب نمىكند بلكه زن از آزادى بيشترى بهره مند است .
15 . معايبى كه براى متعه مىنويسند :
1 . كرايه دادن آدم 2 . خودفروشى ، جواز شرعى آدم فروشى يا آدم كرايه دادن 3 . بى سرپرستى كودكان 4 . يادگار عهد پدرشاهى است و خلاف حيثيت و احترام زن است .
5 . با تساوى حقوق زن و مرد ، با اعلاميهء حقوق بشر منافى است .
6 . مىگويند : « در عصر شكفتگى زن و بارورى شخصيت و شأن او آيا وقت آن نرسيده كه اين بىعدالتى برملا شود و فصل صيغه از قانون مدنى حذف گردد ؟ » آنوقت چه بشود ؟
7 . مىگويند : صيغه يك قانون مردانه است و تبعيض است .
8 . صيغه در شرايط دنياى نو نمىتواند اعتبار داشته باشد .
9 . متعه عملًا پست تلقى شده است .
10 . فكر جدايى از اول ، زيرساز استوارى براى ازدواج نيست .
11 . در دنياى قديم جنگهاى مكرر و مديد و سفرهاى دور و دراز ، مردان را از زنان جدا مىساخت و امروز وجود ندارد . رجوع
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢١٥