طبيعت و افكار تظاهر مىنمايد حس مىنمايد .
عبادت و خلوت :
او وجود خود را يك نوع زندان مىپندارد ، چنان كه مىخواهد از قفس تن پرواز كند و تمام هستى را يكباره به عنوان يك حقيقت واحد دريابد . .
توجهى كه انسان را باارزش مىكند :
ويليام جيمز به نقل كتاب احياى فكر دينى ، صفحه 105 مىگويد ( 1 ) :
انگيزه نيايش نتيجه ضرورى اين امر است كه در عين اينكه درونىترين قسمت از خودهاى اختيارى و عملى هركس خودى از نوع اجتماعى است ، با وجود اين مصاحب كامل خويش را تنها در جهان انديشه مىتواند پيدا كند . اغلب مردم ، خواه به صورت پيوسته خواه تصادفى ، در دل خود به آن رجوع مىكنند . حقيرترين فرد روى زمين با اين توجه عالى ، خود را واقعى و با ارزش مىكند . اقبال ، خود در همان كتاب ، صفحه 105 مىگويد :
در اين گفته هيچ امر سرّى و معمايى وجود ندارد . نيايش به وسيله اشراق نفسانى ، عمل حياتى و متعارفى است كه به وسيله آن جزيره كوچك شخصيت ما وضع خود را در كل بزرگترى از حيات اكتشاف مىكند . در صفحه 108 مىگويد :
عبادت ، نفى خود در عين اثبات خود است . پس عبادت ، از خودبيگانگى نيست :
نيايش ، خواه فردى باشد خواه اجتماعى ، تجلى اشتياق درونى است براى دريافت جوابى در سكوت هراسناك جهان ،
هامش
( 1 ) . ايضاً رجوع شود به ورقه هاى اخلاق - نظريه پرستش .