تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
ايضاً :
افاضل الناس اغراض لذا الزمن يخلو من الهم اخلاهم منالفطن

درد داشتن ناشى از حساسيت است

عطف به دفتر 89 ، صفحه 233 . . . گفتيم كه آدمى به دليل حساسيت ، بعضى ناراحتيها را درك مىكند و آدمهاى لَخت و بىحس اين درك را ندارند و ناچار اين درد را هم ندارند :
هر كه او بيدارتر پردردتر هركه او هشيارتر رخ زردتر
متنبّى ، صفحه 149 :
من يهن يسهل الهوان عليه ما لجرح بميّت ايلام
ايضاً صفحه 155 :
افاضل الناس اغراض لذا الزمن يخلو من الهم اخلاهم منالفطن
سعدى ، گلستان :
تو را تحمل امثال ما ببايد كرد كه هيچ كس نزند بر درخت بىبر سنگ
ايضاً غزليات :
زچرخ عربده جو بس خدنگ تيرجفا بجست و در دل مردان هوشيار آمد ( 1 )
رجوع شود به ورقه شكايت از علم و هنر و كمال كه موجب محسود شدن و بدبختى است . در اشارات ، جلد 3 ، نمط هشتم ، شيخ مىگويد : عشاق و مبتهجون و ملتذون پنج قسم مىباشند : ذات حق ، عقول مجرده ( اينها عشاق محضاند ) ، نفوس كامله كه هم عشاقند و هم مشتاق ، نفوس متوسطه ، نفوس مغموسه . درباره دسته سوم مىگويد :
هامش
( 1 ) . ولى اين بيت ممكن است مقصود ديگرى داشته باشد .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 31 | مرتضى مطهرى