رسد به بزرگسالان و خويشاوندان . . . شكى نيست كه سستى بنيان معنوى خانواده ها نتيجه افراط در فردگرايى ( انديويدواليسم ) و اشاعه و تقويت اين فكر است كه هدف و آرمان هركس منحصراً و به تنهايى ضامن موفقيت شخصى است .
انبوه منزوى :
به همين جهت است كه جامعه شناس آمريكايى ، ويزمن ، جامعه آمريكا را « انبوه منزوى » مىخواند .
طغيان جوانان :
طغيان جوانان : . . . چه به صورت طغيانهاى خشونتآميز و چه به صورت ملايمتر ، مثلًا به صورت نهضت هيپىها . بايد گفت كه اين طغيان در درجه اول تظاهر يك سلسله ناسازگارى و ناهماهنگى و شك و ترديد نسبت به شعاير و هدفهاى اساسى جامعه غربى بود .
ريشه طغيان جوانان :
در حقيقت اين طغيان يادآور اين نكته بود كه جامعه غربى تمايلات درونى و احساسات و نيازهاى روحى و اساسى انسان را ناديده گرفته و سعادت فرد را فداى وسايل و ابزار و آلات و ميزان توليد كالا كرده است . . . تاريخ گذشته تمدنها به ما نشان مىدهد كه همواره فداكارى و كفّ نفس و ازخودگذشتگى در راه آرمانهاى جمع براى نسل جوان از تأمين نظريات مادى لذتبخشتر بوده است . . . در هر حال عصيان جوانان در مغربزمين كه در سالهاى اخير پديدار شده و يكى از علايم بروز بحران در اين سرزمين است ، نشانه اى است از اينكه رفاه مادى موجب تأمين آسايش واقعى انسان نيست .
جامعه هاى در حال توسعه :
خلاصه و نتيجه : . . . بحرانهايى كه در پنج شش سال اخير در ممالك پيشرفته ظهور كرده موجب شده كه برنامه ريزان و اقتصاددانان همه متوجه اين مطلب شوند كه اصول زندگى و ارزشهاى جوامع غربى را نمىتوان براى ابد و براى عموم ملل ، اصيل پنداشت . جوامع در حال توسعه بايد به سوى جهات و هدفهاى ديگرى توجه كنند و اولويتهايشان را خود تعيين كنند و بسا كه در بسيارى از امور بايد تجديد نظر كنند ، يعنى ديگر
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٥٠