است بايد كاهش مصرف را از خود شروع كند . .
شهرنشينى :
مسأله شهرنشينى و شهر شدن : . . . در عصر حاضر شهرهاى صنعتى جديد چنان وسعتى يافتهاند كه افراد در آن خود را مانند غريقى در دل دريا حس مىكنند .
كمبود عواطف :
و اصولًا احساس تعلق و وابستگى ( ميان همشهريان ) از بين رفته است ، به طورى كه نه تنها ساكنان يك محله بلكه همسايه هاى ديوار به ديوار نيز باهم بيگانهاند . .
توسعه جنايت و خشونت :
نمونه مشكلاتى كه از لحاظ اجتماعى و روحى در شهرهاى بزرگ پديد آمده ، توسعه جنايت و خشونت و ناراحتيهاى گوناگون ديگرى نظير مشكل زندگى در فضاهاى متراكم است .
زندگى در كلوپ و با قمار به جاى زندگى در آغوش گرم خانواده :
زندگى خانوادگى : هميشه خانواده ها ساعتها سر ميز غذا مىنشستند و با يكديگر گفتگو مىكردند ولى اكنون اين وضع به كلى تغيير كرده است ، براى اينكه مردها عضو كلوپ شدهاند و گلفبازى مىكنند و بچه ها سوار اتومبيلهاى كورسى مىشوند و بيشتر مردم با سرعت پول درمىآورند و با همان سرعت هم پولها را خرج مىكنند . . . ديگر آن همبستگى خانوادگى وجود ندارد و اعضاى خانواده ها منفرد شدهاند . . . تحقيقاتى كه چند ماه پيش در زمينه روابط خانوادگى در پاريس به عمل آمد نشان داد كه 9 درصد كودكان 12 تا 14 سال نمىدانند پدربزرگ يا مادربزرگشان زندهاند يا نه . . . پيران ، هم از جامعه فعال و هم از زندگى خانوادگى طرد مىشوند و به همين جهت وضع آنان در جوامع غربى حالت غمانگيزى پيدا كرده است .
غمانگيزتر اينكه اغلب پيران را به آسايشگاه دائمى يعنى به دهكده ها و مراكز دوردست مىفرستند و آنان نيز به علت دورى و نداشتن فرصت عملًا از ديدار فرزندانشان محروم مىشوند . اين حالت كمبود رابطه و محبت از لحاظ پيران بسيار مسأله مهم و دردناكى است . . . مسأله ديگر اينكه كودك در جامعه جديد با پدر و مادر خود نيز تماس زياد ندارد تا چه
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٤٩