تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
خودى حافظ ازميان برخيز 7 . عدل و زيبايى و جمال كامل در خلقت و اينكه نقصى نيست : نيست در دايره يك نقطه خلاف از كم و بيش . . . پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت . . . اين پير همان است كه هرگز اشتباه نمىكند . 8 . معاد و بازگشت به نقطه اى كه از آنجا آغاز شده‌ايم . 9 . قدرت و نيروى حاكم بر جهان ، عشق و جاذبه است . به قول وحشى :
طبيعت جز كشش كارى ندارد حكيمان اين كشش را عشق خوانند ذره ذره كاندر اين ارض و سماست جنس خود را همچو كاه و كهرباست
* ( . . . فبعثهم فى سبيل محبته و طريق ارادته ) * .
رهرو منزل عشقيم و ز سرحد عدم تا به اقليم وجود اين همه راه آمده ايم

حافظ - معرفى خود و اشعار خود

1 . فرض ايزد بگذاريم و به كس بد نكنيم وانچه گويند روا نيست نگوييم رواست
( ص 16 )
2 . دلا دلالت خيرت كنم به راه نجات مكن به فسق مباهات و زهد هم مفروش
( در دو بيت قبل از اين بيت مباهات به باده خوارى هست . )
3 . اى كه دائم به خويش مغرورى گر تو را عشق نيست معذورى گرد ديوانگان عشق مگرد كه به عقل عقيله مشهورى