گر فوت شد سحور ، چه نقصان ؟ صبوح هست
از مىكنند روزه گشا طالبان يار
حافظ چو رفت روزه و گل نيز مىرود
ناچار باده نوش كه از دست رفت كار
19 . فداى پيرهن چاك ماهرويان باد
هزار جامهء تقوا و خرقهء پرهيز
20 . باز آى و دل تنگ مرا مونس جان باش
وين سوخته را محرم اسرار نهان باش
زان باده كه در ميكدهء عشق فروشند
ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
در خرقه چو آتش زدىاى عارف سالك
جهدى كن و سرحلقهء رندان جهان باش ( 1 )
حافظ ، معرفة النفس
صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد
كه چون شكنج ورقهاى غنچه تو در تو است
( حافظ انجوى )
حافظ - مفهوم رندى
رند : آن كس است كه بند عادات و عرفيات را گسسته و از قيود خرافات و اوهام رسته - حافظشناسى بامداد ، ص 81 .
زاهد ار راه به رندى نبرد معذور است
عشق ، كارى است كه موقوف هدايت باشد
هامش
( 1 ) براى اين رديف اشعار فقط تا اينجا استقصا شد . باقى رجوع شود .