تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
آنجا كه موقف عرفات محبت است برجاى سنگريزه سر از كف رها كند از بهر استلام حجر چون كند نزول تن را نشان ناوك سنگ و عصا كند برگرد خيمه گاه بگردد پى وداع با چشم اشكبار طواف النسا كند از پرده خيام شتابان به قتلگاه رو آورد به هروله قصد صفا كند از ركن تا مقام شهادت به پاى شوق طى طريق از سر مهر و وفا كند پس در كنار زمزم اخلاص تشنه لب بنشيند و به زمزمه ياد خدا كند آنگاه دست و روى بشويد ز خون خويش برخيزد و نماز شهادت ادا كند قربان عاشقى كه حديث مصيبتش كاخ وجود را همه ماتم سرا كند گسترده شد بساط عزايش به روزگار تا عيش روزگار بدل بر عزا كند بى اختيار خون چكد از ديده جلى هر دم كه ياد واقعه كربلا كند
تقديم حضور دانشمند معظم حضرت آقاى مطهرى ( دامت بركاته ) مىگردد . الاحقر سيد جواد الياسى
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 115 | مرتضى مطهرى