گوهر قيمتى از كام نهنگان آرند - 1 27 لكه اى تيره تر از تهمت نيست رسا 5 273 ما طبيبانيم شاگردان حق مولوى 2 114 ما نداريم از رضاى حق گله مولوى - 24 مرا شيخ داناى مرشد شهاب سعدى 2 107 ، 125 مردان رهت كه مرد معنى دان اندباباافضل 2 248 مردى دو مو دو زن داشت يك پير و يك جوان مينوى 4 300 مقدّرى كه به گُل نكهت و به گِل جان داد - - 361 ملك برهم زن تو ادهم وار زودمولوى 2 35 من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه - 1 131 مهجورى است مايهء مشتاقى - - 141 ميان مسجد و ميخانه راهى است ژنده پيل 1 296 ميلها همچون سگان خفته اندمولوى - 110 ميلها همچون سگان خفته اندمولوى 9 104 ، 105 نالهء مرغ گرفتار نشانى دارد - 1 73 نفست اژدرهاست او كى مرده است مولوى 1 105 ، 110 ، 111 ، 125 ، 128 نفس را هفتصد سر است . . . مولوى - 129 نكويى با بدان كردن چنان است سعدى 2 102 نگفتمت كه به تركان نظر مكن سعدى سعدى 1 104 هركه او بىمرشدى در راه شدمولوى - 131 هركه را با گل آشنايى هست سعدى 1 29 هست حيوانى كه نامش اسغر است مولوى - 24 همه عمر تلخى كشيده است سعدى سعدى 1 30 يكى بچهء گرگ مىپروريدسعدى 1 93 يكى روبهى ديد بىدست و پاى سعدى 4 273
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 451
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٥١