به سرّ جام جم آنگه نظر توانى كردحافظ 5 130 به كوى عشق منه بىدليل راه قدم - 1 131 به مجنون گفت روزى عيبجويى - - 424 بى پير مرو تو در خرابات - 1 131 پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت حافظ 1 22 ، 425 پيرم و عادت طفلان دارم آذربيگدلى 4 40 پيشهء اوّل كجا از دل رود - 3 186 تواضع سر رفعت افرازدت سعدى 3 258 تو با دشمن نفس همخانه اى - 2 154 جامى است كه عقل آفرين مىزندش خيام 2 338 ، 339 جوانى بر سر راه است درياب اين جوانى رانظامى 4 40 جوانى شد و زندگانى نماندنظامى 2 292 جهان آنِ تو و تو مانده عاجزشبسترى 14 229 جهانا چه در خورد و بايسته اى ناصرخسرو - 342 جهانا چه نيكو و بايسته اى ناصرخسرو 11 424 چرا طفل يكروزه هوشش نبردسعدى 1 128 چنان با نيك و بد خوكن كه بعد از مردنت عرفى عرفى 1 285 چندى گزيده يار زمن دورى - 1 141 چو آلوده اى بيندت آلوده اى ناصرخسرو 1 22 چون به حق بيدار نبود جان مامولوى 4 122 چون حاصل آدمى در اين شورستان خيام 2 339 ، 427 چونكه برگردى و برگردد سرت مولوى 1 361 چونكه نفس آشفته تر گردد از آن مولوى 1 122 چون نيست ز هرچه هست جز باد به دست خيام 2 338 ، 427 چهار طبع مخالف سركش سعدى - 115 حسرت و زارى كه در بيمارى است مولوى 3 309 خاك راهى كه بر او مىگذرى ساكن باش سعدى 1 283 خبردارى كه سياحان افلاك نظامى 1 427 خرم آن كه عجز و حيرت قوت اوست مولوى 4 230 خفته بر تختى شنيد آن نيكنام مولوى 6 35 در اين بزم ساغر به آن كس دهند - 1 120 در اين ره اوليا باز از پس و پيش شبسترى 5 235 ، 236 در پس آينه طوطى صفتم داشته اندحافظ - 347
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 449
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٤٩