روى خوبت آيتى از لطف بر ما كشف كرد
زان زمان جز لطف و خوبى نيست در تفسير ما
ايضاً :
پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد
ايضاً :
ساقى به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو كه كار جهان شد به كام ما
ما در پياله عكس رخ يار ديده ايم
اى بىخبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما
چندان بود كرشمه و ناز سهى قدان
كايد به جلوه سرو صنوبر خرام ما
منشأ بدبينى ، بدنفسى و خبث طينت است
متنبّى ، ص 456 :
اذا ساء فعل المرء سائت ظنونه
و صدّق ما يعتاده من توهّم
سعدى ، مواعظ :
در مرد چو بد نگه كنى زن بينى
حق باطل و نيكخواه دشمن بينى
نقش خود توست هرچه در من بينى
با شمع درآ كه خانه روشن بينى
رجوع شود به ورقه هاى « توحيد » .
ناصرخسرو در اشعارى كه در جامع الحكمتين است و در ورقه هاى « جهان و دنيا » ثبت شده ، خطاب به جهان مىگويد :
چو آلوده اى بينَدْتْ آلوده اى
و ليكن سوى شستگان شسته اى