زدوخوردها از اين عدم شناسايى حيثيت ذاتى انسان بماهوانسان پيدا شده است اقوامى به نام مليت ، نژاد ، رنگ ، مذهب ، مدعى امتياز و برترى نسبت به ديگران شدهاند و به حقوق ذاتى متساوى ديگران تجاوز كردهاند ، آنها نيز درصدد انتقام برآمده عكس العمل نشان دادهاند اما اگر اين معرفت ( 1 ) براى بشر پيدا شود هرگز خونريزى و اختلاف پيدا نخواهد شد و صلح و عدالت و آزادى برقرار خواهد شد .
ايضاً در مقدمه مىگويد :
« ظهور دنيايى كه در آن افراد بشر در بيان عقيده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند به عنوان بالاترين آرمان بشر اعلام شده است . » .
مىگويد :
« مردم ملل متحد ايمان خود را به حقوق اساسى بشر و مقام و ارزش فرد انسانى و تساوى حقوق مرد و زن مجدداً در منشور اعلام كردهاند . » .
ايضاً : .
« دول عضو متعهد شدهاند كه احترام جهانى و رعايت واقعى حقوق بشر و آزاديهاى اساسى را با همكارى سازمان ملل تأمين كنند . » .
( رجوع شود به ورقه هاى « اعلاميهء جهانى حقوق بشر » ) .
6 . در كتاب ( حقوق بشر ) تأليف دكترپورسعيدى مىگويد حكمايى
هامش
( 1 ) . البته مقصود تنها اين نيست كه اين معرفت را مثل يك مسألهء رياضى يا يك فرمول در ذهن طرف وارد كنند ، بلكه بايد به كمك تربيت آن را به صورت خوى و خلق درآورد .
اما ما مىخواهيم [ بدانيم ] اساس اين معرفت چيست ، آيا تنها تلقين است يا مبناى علمى هم دارد ؟