است . در ورقه هاى « اخلاق جنسى » گفتهايم كه طرفداران اخلاق نوين جنسى از سه اصل براى مدعاى خود استفاده مىكنند . اول اصل آزادى است . دوم اصل وابستگى سعادت به اين كه استعدادهاى انسان متساوياً پرورش يابند ، زيرا تبعيض سبب آشفتگى غرائز مىگردد . اصل سوم اين است كه رغبت در اثر امساك فزونى مىيابد و در اثر اشباع كاهش .
5 . در مقدمهء اعلاميه جهانى حقوق بشر مىگويد :
« اساس آزادى و عدالت و صلح جهانى ( 1 ) شناسايى حيثيت ذاتى كليهء اعضاى خانوادهء بشرى است . » .
ما مىخواهيم بفهميم اين حيثيت ذاتى كه به موجب آن هر انسانى احترام ذاتى دارد و انسان بماهو انسان اينچنين است اعم از مرد و زن و سفيد و سياه و بلند و كوتاه ، چيست ؟ .
اين جمله شامل سه نكته است ( 2 ) :
الف . بشر يك نوع حيثيت و شرافت ذاتى لازم الاحترام از طرف ديگران دارد .
ب . اين حيثيت تبعيض بردار نيست .
ج . اساس آزادى و عدالت شناسايى اين حيثيت ذاتى است .
ايضاً در مقدمهء اعلاميه مذكور مىگويد :
« عدم شناسايى و تحقير حقوق بشرى منتهى به اعمال وحشيانه اى گرديده است كه روح بشريت را به عصيان واداشته است . » .
نويسندگان اين اعلاميه با اين جمله مىخواهند ادعا كنند كه منشأ كليهء ناراحتيهاى بشرى را كشف كردهاند همهء ناراحتيها و جنگها و
هامش
( 1 ) . البته مقصود اين است كه اساس برقرارى و تثبيت و عملى شدن آزادى شناسايى حيثيت ذاتى انسان است نه اساس خود آزادى .
( 2 ) . و البته از اين سه نكته دو نكته اول صحيح است و نكتهء سوم مورد ايراد ماست .