« علم » ناميده مىشود و از عملى كه اخلاق علمى محصول آن است ) و طبع اعم از لوازم بيولوژيكى و يا حياتى و حيوانى و غريزى ، و عادت ( عادات شخصى ) و عرف ( سنن و عادات اجتماعى و حتى عوامل فرهنگى و تاريخى محيط ) و ديگر شرع يعنى دين .
17 . عطف به نمره 8 ، اهميت اين بحث از نظر اصالت فرهنگ ، بخصوص از نظر اصالت مذهب . آيات قرآن در زمينه ملأ و مستكبرين و مترفين و متقابلًا در زمينه مستضعفين آيا مؤيد اين مدعاست ؟ آيا راست است كه پيغمبران الهى از طبقهء محرومين بودند و اسلام دين طبقه محكوم است ؟ پس پيغمبر بايد در دوره زندگى با خديجه به . . . ( 1 )
انسان و خودآگاهى
رجوع شود به ورقه هاى « يادداشت روح ، خودواقعى و خودخيالى » شماره 35 ، بحث نسبتاً خوبى آنجا شده است .
ايضاً مقاله 31 از مقالات ( سيرى در نهج البلاغه )
انسان ، فلسفه
در رسالهء ( حدودالاشياء و رسومها ) ، الكندى نقل مىكند كه : « وحدّدوها ايضاً فقالوا الفلسفة معرفة الانسان نفسه » . خود كندى مىگويد : و هذا قول شريف النهاية بعيد الغور .
هامش
( 1 ) . [ نسخه اصلى به همين صورت است . ]